موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
23
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
سنگ ساخته بودند و از دور جز دو نقطهء سياه در افق چيزى از آن پيدا نبود . چيزى كه نفهميديم اين بود كه چطور توانسته بودند در چنين محلى بر رود ترك پل ببندند بعلاوه در اين نقطه فقط در موقع ظهر به فاصله يك ساعت و نيم آفتاب نمايان است و بس - سربازانيكه با ما بودند زودتر از همه خود را مهياى حركت ميساختند چه اقامت در چنين مكانى بر آنان سختتر از ماندن در قبر بود . اين پيشآمدهاى ناگوار خاطر ما را مشوب نمىساخت و با هر ترتيبى مدارا مىكرديم بالاخره سوار شده خود را از اقامت دردارى يلا خلاص كرديم . راه مارپيچى اين قسمت از ميان تختهسنگهاى عظيمى عبور مىكرد و در مسافت 50 ورست به درهاى منتهى مىشد كه قله متصل بدان سر به ابر كشيده از نظر پنهان مىشود - اين دره هفت سال يك دفعه انقلاب عظيمى در قفقازيه به پا مىكند « 1 » بدين معنى كه در نتيجهء صداى رعد قطعات عظيمى از يخهاى دائمى قلهء كازبك كه كوتاهتر از البرز نيست جدا شده به سرعت عجيبى درمىغلطد و به واسطهء وزنى كه دارد برف و سنگريزه و آنچه در سر راهش باشد با خود از جا كنده تودهء عظيمى تشكيل مىدهد و بالاخره اين بهمن عظيم الجثه بدون آنكه چيزى مانع سير آن باشد بقعر دره رسيده رود ترك را از حركت بازمىدارد . طبعا اين سد شديد آب رودخانه را از جريان انداخته درياچهء معظمى تشكيل مىدهد و حال آنكه در طرف ديگر سد ماهىها از بىآبى در ساحل رودخانه خشك مىشوند - آبها به تدريج جمع شده جاده را مسدود مىكند و مجددا موانع را از سر راه خود برداشته معبر جديدى براى خود تشكيل مىدهد - اين تودهء برف و يخ در ظرف يك سال آب مىشود ولى سنگ و كاج و ساير موادى كه با خود آورده است سد محكمى تشكيل داده منظرهء عجيبى درست مىكند . مشاهدهء اين مناظر مايهء تحير و تعجب ما شده بود ولى عجيبتر از همه آن بود كه صومعهاى بر فراز تختهسنگى ساخته بودند كه معلوم نبود چگونه بشر توانسته خود را بدانجاى برساند .
--> ( 1 ) در 1817 كه از ايران مراجعت كردم گفتند بعد از شش سال اين انقلاب روى داده است